|
شادباش ...
|
||
|
in stockholm دلتنگیای بزرگ یه آدم کوچیک |
روی شیشه ی OverHead رو هاشور زدم
استاد خواست درسو شروع کنه
...افتاد تو تور!!!
ازت متنفرم
چون
دوستت دارم!
مدرسه ها وا شده...و صدالبته دانشكده ها...حتي اگه ويرانه باشند!
بعد از سه سال ...
.هنوز آدم نشدم كه
روز اول دانشگاه هيچ خبري نيست...
درست مثل بقيه ي روزها!
|
|