|
شادباش ...
|
||
|
in stockholm دلتنگیای بزرگ یه آدم کوچیک |
بهار را دوست دارم
به احترام جوانه هاي نورس شاخه هاي نازك بيد مجنون ، وقتي در باد مي رقصند.
مرا بس!
"هميشه تصور مي كنم ، بهشت جايي است شبيه كتابخانه."
خورخه لوييس بورخس
...فقط J
خواستنِ ، توانستن است
پس اسمش چيست اين كه در اوج خواستن ،
ناتوانستن را
تجربه مي كني؟
بارها!
امروز تصادف كردم!
برام جالب بود از روي زميني كه افتادم
با پاي نيمه شكسته ام
دور شدن ماشيني رو كه بهم زد
تماشا كنم!
هرچي ماشينه دورتر مي شد ،به قابليت آدما تو دور شدن از آدميت بيشتر ايمان مي آوردم!
**ولي درد مي كنه ها!
"TO/DIE/FOR"
New heaven
-----------------------------------------------------------------
The lyric is great,much greater than the music…just WOW!
يكي بود يكي نبود
يه روز من نيمه ام را گم كردم
نبمه ي من
نه سفيد بود
نه سياه
خاكستري بود مثل خودم
نيمه ي من اول 5/1 (يك پنجم) بود
بعد 3/1
بعد 2/1
نيمه ي من "نوشته شده در شنبه" را " نوشته شده دريك شنبه " ديد
و از عمد گم شد
نيمه ي من با آن كه هميشه مي گفت دلش براي من تنگ نشد!
نيمه ي من دلش تنگ شد..با آن كه هيچ وقت نمي گفت....
قصه ي عجيبي است
1/2 ها به سمت 1 ميل مي كنند
اما كامل تر نمي شوند.....
كسي نيمه ي من رو نديده؟
".... سحر نيز به اندازه ي بهار تنها شد."
قصه ي ما به سر رسيد
كلاغه مرد بس كه گشت و پيدا نكرد....
PS) كاش نمي گفتي كه تنهايي رو ترجيح مي دي...
|
|