تبليغاتX
شادباش ...
 
شادباش ...
 
 
in stockholm دلتنگیای بزرگ یه آدم کوچیک
 
اون روزا

 با يك "وقتي بزرگ شدم..."

دنيام تعادل اميدشو حفظ مي كرد....

اين روزا

هردفعه كه Adult cold مي خورم

سرم گيج مي ره...

 

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 10:54  توسط سحر  | 

 

دوست داشتمت ، منتها به سبك خودم

نه آن گونه كه "او" ، "او" را دوست دارد

ونه آن گونه كه "او" ، "او" را دوست داشت

تورا براي خودم نمي خواستم...فقط دوست داشتمت كه ....باشي

تا هرازگاهي گپي بزنيم

بحثي كنيم...

چايي اي بنوشيم...

و

باشيم!

متاسفم(براي خودم البته) اگر زياد است

آنچه زياد نيست شبيه هاي تواند

نه كه تو خاص باشي!نه!

بقيه خيلي معمولي اند....

دوست داشتمت كه دوستي باشي!

همين!

دنياي مزخرفيست!

                                                امضا:به بيراهه زدي....

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 23:28  توسط سحر  | 
به من نگو پس اونایی که سرطان می گیرن چی!

توی طالع من نوشته:

"از دندون پزشکی حذر کن!"

 

 

PS)چقدر زشته که آدم از ترس دندون پزشکی گریه کنه؟

PS۲)یه آدم مثلا گنده!!

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 20:57  توسط سحر  | 
 
  بالا