|
شادباش ...
|
||
|
in stockholm دلتنگیای بزرگ یه آدم کوچیک |
شنبه است
بارون مي ياد
من توي صف منتظرم
تنها
و فكر مي كنم به دوستان زيادي كه دارم
يكي نيست
يكي هست ولي نزديك نيست
يكي نزديك هست ولي وقت نداره
يكي وقت داره ولي حال نداره
يكي حال داره ولي واسه يه سري دوستاي ديگه اش
يكي دوست ديگه اي نداره ولي تنهاييشو دوست داره
تنهاييشو دوست داره
تنهاييشو دوست داره
تنهاييشو دوست داره
خيس شدم
نوبتم شده
جلو مي رم
- يك بليط واسه سانس 8 لطفا....
P.s)شايد منم تنهاييمو...اي كاش منم تنهاييمو...حتما منم تنهاييمو...آره!
|
|